السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
392
تفسير الميزان ( فارسي )
نمازهاى مستحبى لازم نيست حتما بسوى كعبه خوانده شود ، مىفرمايد : بهر طرف بخوانى رو به خدا خوانده اى ، هم چنان كه رسول خدا وقتى به طرف خيبر حركت كرد ، بر بالاى مركب خود نماز مستحبى مىخواند ، مركبش بهر طرف مىرفت ، آن جناب با چشم بسوى كعبه اشاره مىفرمود ، و همچنين وقتى از سفر مكه به مدينه بر مىگشت و كعبه پشت سرش قرار گرفته بود . « 1 » مؤلف : عياشى نيز قريب به اين مضمون را از زراره از امام صادق ع « 2 » و همچنين قمى « 3 » و شيخ ، از امام ابى الحسن ع « 4 » و نيز صدوق از امام صادق ع روايت كردهاند . « 5 » اين را هم بايد دانست كه اگر آن طور كه بايد و شايد اخبار ائمه اهل بيت را در مورد عام و خاص و مطلق و مقيد قرآن دقيقا مورد مطالعه قرار دهيم ، به موارد بسيارى بر خواهيم خورد كه از عام آن يك قسم حكم استفاده مىشود و از همان عام بضميمه مخصصش حكمى ديگر استفاده مىشود ، مثلا از عام آن در غالب موارد ، استحباب و از خاصش ، وجوب فهميده مىشود ، و همچنين آنجا كه دليل نهى دارد از عامش كراهت و از خاصش حرمت و همچنين از مطلق قرآن حكمى و از مقيدش حكمى ديگر استفاده مىشود ، و اين خود يكى از كليدهاى اصلى تفسير در اخباريست كه از آن حضرات نقل شده و مدار عده بىشمارى از احاديث آن بزرگواران بر همين معنا است ، و با در نظر داشتن آن ، شما خواننده مىتوانى در معارف قرآنى دو قاعده استخراج كنى . اول اينكه هر جمله از جملات قرآنى به تنهايى حقيقتى را مىفهماند و با هر يك از قيودى كه دارد ، از حقيقتى ديگر خبر مىدهد ، حقيقتى ثابت و لا يتغير و يا حكمى ثابت از احكام را ، مانند آيه شريفه : ( قُلِ اللَّه ثُمَّ ذَرْهُمْ فِي خَوْضِهِمْ يَلْعَبُونَ ) « 6 » كه چهار معنا از آن استفاده مىشود ، معناى اول از جمله : ( قُلِ اللَّه ) و معناى دوم از جمله : ( قُلِ اللَّه ثُمَّ ذَرْهُمْ ) ، و معناى سوم از جمله ( قُلِ اللَّه ثُمَّ ذَرْهُمْ فِي خَوْضِهِمْ ) ، و معناى چهارم از جملات ( قُلِ اللَّه ثُمَّ ذَرْهُمْ فِي خَوْضِهِمْ يَلْعَبُونَ ) كه تفصيل آن در تفسير خود آيه مىآيد انشاء اللَّه و شما مىتوانيد نظير اين جريان را تا آنجا كه ممكن است همه جا رعايت كنيد . دوم اينكه اگر ديديم دو قصه و يا دو معنا در يك جمله اى شركت دارند ، و آن جمله در هر دو قصه آمده و يا چيز ديگرى در هر دو ذكر شده ، مىفهميم كه مرجع اين دو قصه بيك چيز است و اين دو قاعده دو سر از اسرار قرآنى است كه در تحت آن اسرارى ديگر است و خدا راهنما است .
--> 1 - 2 - عياشى ج 1 ص 56 حديث 80 و 81 3 - تفسير قمى ج 1 ص 59 4 - تهذيب ج 2 حديث 155 5 - فقيه ج 1 حديث 846 6 - سوره انعام آيه 91